صفحه اصلی > صفحه اصلی > اخبار و اطلاعیه ها 
اخبار > متن مصاحبه مبلغه طرح امین و فعال در عرصه کرونا


اداره هنر و رسانه معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه علمیه استان مرکزی

متن مصاحبه مبلغه طرح امین و فعال در عرصه کرونا

متن مصاحبه با خانم یادگاری از مبلغات مدارس امین استان مرکزی، فعال در عرصه سلامت و مقابله با بیماری کرونا

تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٣١ ارديبهشت ١٣٩٩

 شماره خبر : ٤١٢٨٩٨ / تعداد بازدید : 38255

سوال: با سلام خدمت شما لطفا بیوگرافی از خودتان بیان نمایید.

📄پاسخ: به نام خدا

اینجانب فائزه یادگاری 31 سال سن دارم و طلبه می باشم و در خانواده ای کارگر بزرگ شده ام و همسرم نیز طلبه و حاصل زندگی ما یک فرزند پسر می باشد

بنده دانشجو بودم و دو سال در دانشگاه درس خوانده بودم وقتی با همسرم ازدواج کردم ایشان پیشنهاد دادن که بنده هم طلبه بشوم. من هم  در آزمون ورودی حوزه شرکت کرده و قبول شدم  و در حوزه علمیه فاطمه زهرا (س) اراک مشغول به تحصیل علوم حوزوی شدم. از مشکلات تحصیلم در حوزه این را بیان نمایم که در آن زمان منزلمان در روستای امان اباد اراک بود و میبایست روزی 42کیلومتربا فرزند کوچکم به اراک میامدم. و هر روز ده هزار تومان کرایه می دادم که برای من که همسر طلبه بودم مبلغ زیادی به شمار می آمد که باشکر خدا و عنایت امام زمان (ع)، توانستم به این مسیر ادامه داده و درس های سطح2 حوزه را به اتمام رساندم و اکنون مشغول نوشتن پایان نامه می باشم.

 

 

سوال: انگیزه شما از ازدواج با طلبه و ورود در زندگی طلبگی چه بود؟

📄پاسخ: انگیزه ازدواج من با طلبه ایمان، متانت، آرامش، سادگی و ساده زیستی بود. علی رغم درآمد پایین طلبگی و در عین سادگی، عروسی ما در بین اقوام و بستگان، خاصتر، جالبتر و بسیار با صفا برگزار شد و بحمدالله زندگی بسیار خوبی داشته و خوشبخت هستم.

 

سوال: بفرمایید کجا مشغول به تبلیغ هستید و چه برنامه هایی دارید؟

📄پاسخ: بنده در مدرسه قرانی غیر انتفاعی امام حسن مجتبی(علیه السلام) مقطع متوسطه اول در منطقه جهرم مشغول به تبلیغ می باشم و از شنبه تا چهارشنبه ازساعت 7:30صبح تا 13:30 به عنوان مبلغه طرح امین و امام جماعت مدرسه مشغول به خدمتگذاری هستم و و برنامه های متنوع فرهنگی برای دانش آموزان اجرا می کنم. از جمله اینکه آن ها را هفته ای یک بار به مسجد محل می برم به طوری که حضور دانش آموزان در مسجد محل با لباس فرم مدرسه برای دیگر نمازگزاران خیلی جالب است و استقبال می کنند.

 

سوال: فضای فرهنگی مدرسه خود و مدارس دیگر را چگونه ارزیابی می کنید؟

📄پاسخ: مدرسه ما چون مدرسه قرانی میباشد و اکثر خانوادها مذهبی هستند به نسبت مدارس دیگرفضای خوبی حاکم هست، اما فضای فرهنگی مدارس دیگربا این فضای جامعه و به خصوص فضای مجازی با وجود شبکه های معاند جا دارد تلاش شبانه روزی انجام دهیم  و نگران کننده است که وقتی به بعضی از دانش آموزان درباره دین و حجاب و صحبت میکنیم فرارمیکنند.

 

سوال: به نظر شما چطور می توان دانش آموزان و نوجوانان و جوانان را به مسائل مذهبی و دینی جذب نمود؟

📄پاسخ: اول از همه شناسایی خواسته ها و نیازهای دانش آموزان مهم است . سپس تا میتوانیم با ایجاد شادی های مثبت و مثمرثمر و ایجاد فضای مناسب ورزشی و پایین آوردن قیمت عضویت در باشگاه های ورزشی مفید سعی کنیم جوانان را جذب به تحصیل و فعالیت های مفید کنیم؛ و در کمک به  آن ها برای دست یابی به رتبه های علمی ایجاد انگیزه نماییم.

دانش آموزان بعضا شاید دفعه اول از پذیرش بعضی مسائل ممانعت کنند ولی در دفعات بعد می پذیرند و شدنی است. باید آن قدر ایده و جذابیت و ترفند به کار ببریم که دانش آموز را جذب کنیم. و بدانید که باقدری تلاش و کوشش قطعا امکان پذیر است.

اینکه بتوانیم افرادی که ناآگاه هستند را یک شاگرد انقلابی واخلاقی تربیت کنیم بسیار شیرین و لذت بخش است که البته این امر حمایت مسئولین ذی ربط را نیز میطلبد.

 

سوال: تا چه اندازه حضور مبلغ در مدارس را ضروری می بینید؟

📄پاسخ: یکی از راههای جذب دانش اموزان که نگذاریم دشمن هرکاری میخواهد انجام دهد و دست دشمن را قطع کنیم همین حضورمبلغین اقا و مبلغات خانوم در سطح مدارس میباشد، دانش آموزان کلی سوال و شبهه در ذهن دارند که نیاز است به آنها پاسخ داده شود از طرفی پدر و مادر دنبال معیشت خانواده هستند و بعضا توانایی پاسخ گویی را ندارند. دانش اموز پناه دوم خود را مدرسه میداند و به مبلغین روی می آورد.و از همین جا استارت جذب زده میشود.

اعتراف کنم خودم ازهمین افرادی بودم که با صحبت در دوران نوجوانی مسیر زندگی ام عوض شد و از این بابت خیلی خوشحالم.

 

سوال: خود شما در مدرسه و در بین دانش آموزان چقدر تاثیرگذار بوده اید؟

📄پاسخ: بنده با خوش رویی توانسته ام اکثر دانش آموزان را جذب کنم و عمده دلیل موفقیتم فکر می کنم اخلاق خوش باشد و در کنار آن سعی کرده ام با ایده های مختلف و اجرای برنامه های متنوع آن ها را نسبت به نماز و دیگر مسائل مذهبی و فرهنگی علاقه مند نمایم.

 

سوال: استقبال کادر مدرسه و معلمان از شما چگونه است؟

📄پاسخ: ارتباط بسیار خوب و دوستانه ای با مدیر و کادر و معلمان دارم. معلمانی داریم که واقعا علاقه دارند احکام را به طور کامل و دقیق یاد بگیرند و دیدم که چقدر همکاران معلم سوال و شبهه در ذهن دارند

 

سوال: آیا در فضای مجازی فعال هستید؟

📄پاسخ: در فضای مجازی بسیار فعالیت دارم و سعی می کنم با پیام ها و پستهای ناب و به روز مخاطبین را جذب مسائل دینی و فرهنگی نمایم

 

#کرونا

سوال: شما از جهادگران فعال در ماجرای بیماری کرونا بوده اید. لطفا انگیزه و چگونگی فعالیت خود در این زمینه را بیان نمایید.

📄پاسخ: انگیزه من از خدمت به بیماران کرونایی فقط و فقط رضای الهی بود.و همه اطرافیانم به من میگفتند اگر میلیاردها تومن پول به ما بدهند جانمان را کف دست نمیگیریم.

از همان ابتدا که شنیدم کرونا به ایران آمده است و ....

 

سوال: شما از جهادگران فعال در ماجرای بیماری کرونا بوده اید. لطفا انگیزه و چگونگی فعالیت خود در این زمینه را بیان نمایید.

📄پاسخ: انگیزه من از خدمت به بیماران کرونایی فقط و فقط رضای الهی بود.و همه اطرافیانم به من میگفتند اگر میلیاردها تومن پول به ما بدهند جانمان را کف دست نمیگیریم.

از همان ابتدا که شنیدم کرونا به ایران آمده است و مردم ایران درگیر بحران شده اند احساس وظیفه کردم که باید کمکی کنم.

بنده از چندین کانال اقدام کردم. اول از همه داخل گروهای مجازی سوال کردم گفتند با بیمارستان تماس بگیر و از بیمارستان سوال کردم گفتند باید به دانشگاه علوم پزشکی مراجعه کنی و وقتی رفتم از من پرسیدند که مدرک شما چیست؟ در پاسخ به آن ها گفتم باور کنید میتوانم تی بکشم و خدمات انجام دهم.

فردای آن روز رفتم و تزریقات را یاد گرفتم و دیدم تماسی نگرفتند.

در گروهی در فضای مجازی از طرف حوزه علمیه اعلام شده بود که نیروی جهادی میخواهیم و من سریع اعلام آمادگی کردم و فردای آن روز با من تماس گرفتند و از من تشکر کردند و گفتند که خیلی از هم وطنان از بین رفتند بازهم میتوانید انصراف دهید و من بدون تردید و با همان انگیزه راسخ سوال کردم فقط به من بگویید فردا کجا بروم. بیمارستان آیت الله خوانساری اراک  را به بنده معرفی نمودند.

فردا که رفتم بیمارستان یک ساک با خودم برده بودم که وسایلم در آن بود و قصد ماندن در بیمارستان را داشتم.

 رییس بیمارستان به من گفت تخصص شما چیست؟گفتم تزریقات و کمک بهیاری و البته کارهای خدماتی و نظافتی هم خواستید می توانم انجام دهم.رییس بیمارستان لبخندی زد و گفت ساکی که شما به همراه اوردید معلومه که آمدید تا پایان کرونا اینجا بمانید

به مدت سه هفته روزی 9 ساعت در بیمارستان حضور داشتم و مشغول امور و خدمات مختلف به بیماران کرونایی بودم

اولین اقدام و حرکتی که کردم این بود که هم به پرستارها و هم به بیماران کرونایی روحیه می دادم و تشویق و ترغیب به صبر و دعا می کردم و  پخش دعا و مناجات را پیشنهاد دادم که رئیس بخش ازم پذیرفت و اجرایی شد.

 

سوال: عکس العمل کادر بیمارستان و بیماران در مورد این فعالیت شما چه بود؟

📄پاسخ: و وقتی وارد محیط شدم . محیطی بسیار صمیمی بود و کادر بیمارستان با روی باز از بنده استقبال کردند.

بسیار باهاشون ارتباط می گرفتم. و جوانان می دیدند که من یک طلبه جهاد گر هستم و بدون توقع مادی و بدون حقوق و مزایا جانم را در کف دست گرفتم و در محیط آلوده آماده خدمت رسانی شدم، یادمه یک جوان بهم گفت من از روی شما خجالت می کشم و شرمنده شما جهادگران هستم. عکس العمل پدر و مادر و همسرتان در این موضوع چه بود وقتی وارد بیمارستان شدم راستش را بخواهید ابتدا ترس داشتم و نگران بودم که ممکن است خودم هم به کرونا آلوده شوم یا ناقل بیماری شوم. چون فرزند کوچکی دارم و از این بابت برای او و نیز همسر و پدر و مادرم نگران بودم که نکند در بازگشت از بیمارستان به منزل آنها هم مبتلا شوند در ابتدای کار همه مخالفت میکردند اما همسرم وقتی که دیدند اینقدرمشتاقم بنده را حمایت ومساعدت کردند.و البته مادرم خیلی بیتابی میکرد و ناراحت بود و نمیدانستم رضایت ایشان را چطور جلب نمایم لذا به مادرم گفتم ثواب کار امروز در بیمارستان را به روح پدربزرگ و مادربزرگ هدیه کردم .مادرم اشک در چشمانش جاری شد و گفت خداپشت و پناهت باشد وقتی اینقدر مشتاقی من چه بگویم و ایشان هم راض ی شدند.

وقتی از بیمارستان به خانه میامدم در اتاقی جدا بودم و پسر شش ساله ام را بغل نمیکردم و جگرم آتش میگرفت. یادم هست

یک روز دلم خیلی برای بغل کردن و بوسیدن پسرم تنگ شده بود رفتم سی تی اسکن تست دادم و گفتند منفی هست زود ب خانه برگشتم و پسرم را در آغوش گرفته و با اشک، بوسیدم.

 

سوال: آیا فعالیتی در زمینه غسل و تکفین بیماران کرونایی داشته اید

📄پاسخ: بله، بنده از همان ابتدا برای امر کفن و غسل میت کرونایی اعلام امادگی کردم  تا آن زمان حتی یک میت هم از نزدیک ندیده بودم ولی با توکل به خدا رفتم و تنهایی در غسالخانه شهر فرمهین با زبان روزه جنازه را غسل دادم و انروز باران وتگرگ شدید می بارید و غساخانه خیلی ترسناک بود و کار غسل و کفن را ب تنهایی انجام دادم . و خدا میداند که تا چند روز دستانم درد میکرد چون جنازه خیلی سنگین بود و من دست تنها بودم ولی به هر ترتیبی بود با لطف خدا غسل و کفن او را به بهترین نحو انجام دادم.

 

سوال: آیا در این مدت که در بیمارستان فعالیت داشتید خاطره ای دارید که آن را برای ما بیان نمایید.

📄پاسخ: روزی که مشغول در بیمارستان بودم روی گان (لباس فرم خاص جهت خدمت به بیماران کرونایی) نوشته بودم به عشق رهبرم سید علی شخصی بود بازبان خودش اعتراف کرد که من نگاهم نسبت به روحانیت خوب نبود ولی حالاکه میبینم شما اینقدر به عشق رهبر فعالیت میکنید از خودم که چندین سال درس خوانده ام و به اصطلاح تحصیل کرده ام ولی در این زمینه خدمتی انجام نداده ام خجالت کشیدم و عجب رهبری داریم که نیروهایی مثل شما تربیت کرده است.و تا این حد گوش به فرمان ایشان هستید در جواب به او گفتم آن چه که باعث شد من به میدان بیایم عشق به خدا، رهبرم و کشور و هموطنانم بود.

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


 
نسخه چاپي                                             || بازگشت به ابتدای صفحه ||

خروج